رربورن كلاوس ميشائيل ( مترجم : كيكاوس جهاندارى )

45

نظام ايالات در دوره صفويه ( فارسى )

مواردى كه ذكر آن گذشت فقط تيول مناصب دربارى بوده است . مثلا از امير شكار - باشى و حاكم كوه‌گيلويه چنين نقل است كه در يازده سال دورهء حكومت خود ، نايب و جانشين به ايالت ( الكا ) خود مىفرستاد . او كه مورد توجه و عنايت خاص پادشاه بود نمىتوانست شخصا به محل حكومت خود برود « 196 » . ه - وابستگىهاى اجتماعى حكام وقتى كمپفر به ما گزارش مىدهد كه شاه به استثناى واليان از نظر انتخاب حكام « كاملا مستقل » بود « 197 » ، بايد بدانيم كه اين گفته تنها به‌صورت مشروط آن هم در ابتداى دررهء صفويّه صدق مىكند و بس . تا زمان شاه عباس اول حكّام منحصرا از اعيان طوايف قزلباش و گروهى چند از طوايف ديگر برگزيده مىشدند « 198 » . اما به كرّات از استثناهاى ديگرى هم ذكر شده است « 199 » . حكومت‌هاى درجهء دوم را گاه به رؤساى قبايل چادرنشين محلى مىدادند ، همان‌طور كه مثلا در گرجستان حكومت در دست خاندان سلطنتى قديم همان محل باقى بود . در فصل مربوط به واليان به تفصيل در اين مورد به بحث خواهيم پرداخت . از اينها جالب توجه‌تر مواردى است كه شاه چنين سمتهائى را به سادات محلى ( كه اكثرا از زمين‌داران و ملاكين بزرگ بودند ) مىداد و اين سادات از آن پس ديگر امير مىشدند . اما اينان فقط از لقب « سلطانى » برخوردار مىشدند و براى بعضى نيز در مراجع هيچ لقبى ذكر نمىشده است . ما در اين مقام حكومت‌هائى را كه به‌طور قطع مىدانيم در قرن دهم مدتى توسط سادات اداره شده‌اند نام مىبريم : حلّه با رماحيّه « 200 » ؛ يزد با ( ؟ ) كاشان و

--> ( 196 ) - رياض الفردوس ، ص 360 . ( 197 ) - كمپفر ، ص 129 . ( 198 ) - تذكرة الملوك ، ص 14 يعنى جائى كه فهرست اسكندر منشى از امراى شاه طهماسب اول مورد بحث قرار مىگيرد . ( 199 ) - رجوع شود به صفحات گذشتهء همين فصل ، بند الف : ملاحظات تاريخى و جغرافيائى ، نمرهء 14 - قندهار . ( 200 ) - خلاصة التواريخ ، ص b 42 ؛ جواهر الاخبار ، ص b 287 .